|
کویرزاد
|
کویرزاد به ادرس جدید منتقل شد http://mpfr.wordpress.com/
کویرزاد
یادتان است حقیقت درک نشدنی دنیا چه بود ؟ هرچه بالا می روم و پایین می ایم نمی توانم خودم را روی بردار یا نموداری رسم کنم. شاید به دلیل اینکه به هیچ قطعیتی اعتقاد ندارم بجز همان قابلیت درک فهم دنیا ! جالبه این وسط یکی امده که میگوید سوار بی ام دبلیو (BMW) شده. ظاهرا مردم دنیا چشم بصیرت پیدا کردن نسبت به من٬ بصیرتی که خودم نسبت به خودم ندارم. ان هم از نوع بی ام دبلیو با طعم البالو و پرتقال. استغفر الله
عرض مخصوص: از کلیه دوستانی که پارتی کلفتی پیش خدا دارند تقاضا میشود دعا کنند تا این هفته اخر امتحانات به خیر بگذرد. سپاس

جناب اقای احمدی نژاد رئیس جمهور محترمان در یک نطق فرموده اند که ایران قدرت اول جهان است. بسیار غرور امیز و مهیج بود برایم اما سئوال کوچکی از این شخص محترم دارم امیدی به پاسخگویی خود ایشان ندارم امیدوارم طرفدارانش یا اشخاصی که به او اعتقاد دارند جوابی به من بدهند. اقای احمدی نژاد وقتی در جمع دوستان فیلیپینی نشسته بودم و اخبار را مرور می کردم در یکی از شبکه های انگلیسی زبان این حرف شما را نقل قول کرد. من احساس غرور کردم اما دیگران زیر لب به من می خندیدند. یکی از انها از به من گفت شما چه کشور قدرت مندی هستید که توانایی تحصیل دانشجویان خود در داخل کشورتان را ندارید. امیدوارم کسی برایم جوابی بنویسد تا به دوستان فیلیپینیم بگویم و از خجالتشان در ایم.
اقای رئیس جمهور من و خانواده ام نه ضد انقلابیم نه کافریم و نه ... من یک ایرانی هستم و به دلیل ظرفیت کم دانشگاههای کشورم (قدرت اول جهان) باید سالانه میلیون ها تومان پول خانواده ام و اوج سالهای جوانیم را در غربت و جایی که یک تیکه گوشت حلال پیدا نمی شود بگذرانم. ایا اینها نشان قدرت اول کشور من است؟
امشب ستاره ها عجب حال و هوایی دارند. مست چشمک زدنشان شده ام. مست وجود نورانی و جاودانه گی ستاره ها شدن را با تمام لذت دنیوی عوض نمی کنم. ستاره ها برای دلم بمانید برای رویا هایم. برای فراموش کردن زخم رفیقان و نا رفیقان چشمک بزنید. چشمکی که معشوقه هم به من نزد را شما به من ارزانی کنید. نمی دانید موسیقی مشرق زمین زیر چشمک ستاره ها چه لذتی دارد. نسیم در جزیره به مانند متانت کویر ادم را مجذوب خود می کند. نسیمی که روح را می وزد. نسیمی که در فکرت هم جاری میشود. نسیمی که به لطف چشمک ستارگان یاد اور رنگ لباس عاشقی می شود.

یکی گفت بیا ساعتی عاشقی کنیم٬ خبر از دل دیوانه و هفت خط ما نداشت
ان یکی گفت بیا با هم برقصیم٬ بیچاره از بزم و پایکوبی شبانه ما با تنهایی بی اطلاع بود
دیگری گفت سیگار بکش٬ بنده خدا نمی دانست بچه استان کرمان هستم!
خلاصه هر کسی را راهی و هر دلی را سرشتی٬ ما را بیخیال شوید خلق خدا٬ من کوچک چیزی در خور شما ندارم و همین که اجازه تنفس روی کره گردتان را می دهید سپاسگذارم. دیر یا زود زحمت کم می کنیم
عرض مخصوص: سایت همایون فر هم بطور نیمه رسمی راه اندازی شد. هر چند محمودیان نویسنده همایون فر قصد دارد بعد از شروع سال جدید کار رسمی خود اغاز کند اما من بطور غیر رسمی معرفی اش میکنم. احتمالا علاقه مندان به نقد و طنز اجتماعی سیاسی از وب سایت همایون فر استقبال خوبی بکنند.
اهسته اهسته قطره قطره چیکه چیکه کم کمک
یاد نام تو مرا نابود کرد
از فراز خوشی ها سر نگون کرد
مست در بیابانها به دنبالت بودم
بیابان هم مرا همراهی نکرد
یکی دیگر از فیلمهای سینمای بیمار و نیمه جان کشورم به نام سنتوری را دیدم.( کلا فیلم خیلی کم میبینم) متاسفانه هنوز فیلمهای ایرانی تک بعدی ساخته میشوند. باید یک جلسه توجیهی برای نویسندگان و تهیه کننده گان وطنی بزارم. جدی نگیرید. اطلاعات سینمایی کاملی ندارم. علارغم اینکه سه سال در کنار توکلی یکی از دوستان سینما دار بودم اما اگر عکس مشهورترین بازیگران سینمایی را هم بیاورید نمیشناسم.
تحقیقات یکی از اساتید دانشگاهیمون که همیشه با هم مشکل داشتیم به این نتیجه منتهی شد که هر زمانی هوا ابری و بارانی باشد من روی خط نرمال سیر میکنم وگرنه خیلی قابل پیش بینی نیستم. البته این نتیجه گیری باعث شد به شدت رابطه من و استاد خوب شود.
عرض مخصوص: اگر دوستان فیلم سنتوری را می خواهند اعلام بفرمایند تا برایشان ایمیل کنم. البته نه کار درستی نیست٬ فراموش کنید.
در سکوت خیس باران امروز فقط از تو خواندم.
چرا در اسمان ها هم پیدایش نکردم.
فکر که میکنم دنیا را بهتر هم میشه ساخت. سرمایه ایرانیان خارج از کشور "بجز هموطنانی که در ایران زندگی میکننم و سرمایه خود را در خارج از کشور نگاه می دارند" چیزی حدود هزار پانصد میلیارد دلار است. بیشتر که فکر می کنم هزار و پانصد میلیارد دلار یعنی چهار برابر کل زخیره ارزی ژاپن در سال دو هزار و پنچ میلادی. بعد فکر می کنم که با نفت صد دلاری در کشور عزیزم چه ها که نمی شود کرد. فکر میکنم، که اگر مناطق سیاحتی داخل کشورم را به جهانیان می شناساندیم دیگر عقب افتاده های ذهنی هم سالیانه چند میلیارد دلار در فیلیپین برای تفریحات خود خرج نمیکردند. فکر که می کنم به سادگی به این نتیجه می رسم که اگر اقتصاد کشورم باز بود دیگر مسکو را به شهر سرمایه داران دنیا کسی نمی شناخت و تمام سرمایه داران دنیا در بنادر جنوبی کشور من مستقر می شدند. اندر تفکرات ناشیانه خود به این نتیجه میرسم که اگر در همین شهر سیرجان کوچک ما یک فرودگاه بین المللی با هواپیماهای روز دنیا وجود داشت، کشور های قطر و امارات که نبض حمل و نقل هوایی شرق به غرب دنیا را در دست گرفته اند و سالانه حدود پنجاه میلیارد دلار به جیب میزنند الان بجای شیخ، لقب شیر شتر خور را یدک می کشیدند. وای به حال من با این تفکرات بی شرمانه که هر سال و دانشجویان درجه اول دانشگاههای کشورم دعوت نامه های دانشگاههای امریکایی را بدون تاخیر دریافت میکنند. به گذشته که فکر میکنم یاد روزهایی می افتم که روزی هفتاد لیتر در ماشینم بنزین میزدم و حالا که تا چند ماه دیگر به کشور عزیزم بر میگردم نمیدانم که میتوان یا نه. دوستی ایمیل زده که فاتحه ماشین و اینجور حرفا خوانده شده است! فقط لباس گرم بیار که ایران رسیدی یخ نزنی. دارم فکر میکنم که اینجا لباس گرم گیر نمی اید. امان از این فکر کردن،،،
عرض مخصوص: اگه اشتباه نکنم حدود یک سالی است که رادیو زمانه راه اندازی شده است. طی چند ماه اخیر به طور چشمگیری برنامه های این سایت اینترنتی ارتقائ کیفی داشتنه اند که به نظر من در حال حاضر شاید یکی از بهترین ها در بین سایتهای فارسی زبان باشند. رادیو اینترنتی و بخش ویدیوها بخصوص برنامه های از این ستون تا ان ستون که گاهآ مزین به لحجه کرمانی هم میشوند را از دست ندهید که تکرار نا پذیرند.
دیگر از دلم برای من قصه نگو
دیگر از نگاهم برای من عکس نیار
دیگر از صبوریم برای من شعر نگو
دیگر از طلوع برای من امید نیار
دیگر با چشمانت برای من خمار نباز
دیگر از غروب برای من زردی نیار
دیگر از سرچمه کوه برای اب نیار
دیگر مرا صدا نزن برای من اسم نزار
دیگر صبوریم را برای من سنگ نکن
دیگر فانوس خانه ام را برایم خورشید نکن
دیگر از این شب سیاه برای من حرف نزن
دیگر دل کوچکت را برای من خانه نکن
دیگر لبهایی نازت را برای من غنچه نکن
دیگر برای عاشقی سراغ من نیا ای با وفا
ترسی از دوباره اغاز کردن نیست. ترسم از بد عادتی های روزگار است.
عمریست که محبوب ترینم بودی و من دوست دار تو. وقت سفر نزدیک است و تو ای تک ستاره امید اسمانیم، سحرگاه سفرت نزدیک. حسرتی مانده بر لبانم، عقده ای مانده که نتوانستم به تو ثابت کنم بسیار زیبا دوستت می دارم. ای کاش ساعت زمان ساز به گذشته ها بر می گشت و من دوباره از خودم برای تو عروسکی بهتر می ساختم. عروسک بی زبانت که باشم دیگر حسرت این را ندارم که چرا به تو نگفتم و ثابت نکردم که بسیار زیبا دوستت دارم